
تا چند دهه پیش بین مردم کشورمان مرسوم بود تا برای پخت غذا مخصوصا" خورشت و آش "از قابلمه های مسی استفاده کنند.آن زمان در همه آشپزخانه ها یک کفگیر آهنی نیز وجود داشت که موقع پختن غذا دایم درون آن قرار می گرفت.مردم به این کفگیر "حسوم" می گفتند.آن زمان کسی نمی دانست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار گیرد.مردم تنها به دلیل اینکه میراث گذشگان بود و می دانستند برای پخت غذا خیلی مفید است از" حسوم" استفاده می کردند.
سال ها گذشت.استکبار زودتر از ما همه چیز را درباره فلسفه حسوم فهمید و به دنبال چاره ای بود تا حسوم را از آشپزخانه ها خارج کند و سرانجام به اسم بهداشت و این که این کفگیر های آهنی غیر بهداشتی است،حسوم را از ما گرفت.
وقتى سپاه ایران در نبرد با مسلمانان شکست خورد، در میان کسانى که به اسارت درآمدند دختر یزدجرد پادشاه ایران بود.
وقتى او را در میان اسیران به مدینه نزد عمر آوردند، دختران مدینه براى تماشاى او بیرون آمدند، زیرا صورتى بسیار زیبا و نورانى داشت ، که مسجد را روشن نمود، وقتى عمر به او نگاه کرد، آن دختر صورت خود را پوشاند و به زبان فارسى آن زمان گفت :
اف بیروج بادا هرمز (گویا منظور او این بود که سیاه باد روى هرمز که با پاره کردن نامه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله وسلم سبب شد تا او به اسارت درآید)
عمر که متوجه منظور او نشده بود فکر کرد به او بدگوئى مى کند، گفت : این زن به من ناسزا مى گوید و تصمیم گرفت او را تنبیه کند.
حضرت امیر علیه السّلام به او فرمود: تو نمى توانى با او چنین کنى ، او را مخیر گردان تا در میان مسلمانان هر که را خواهد انتخاب کند و آن را از سهم او قرار بده .
وقتى او را مخیر کردند، در میان جمعیت دست خود را بر سید الشهداء علیه السّلام گذارد، حضرت امیر علیه السّلام از او پرسید نامت چیست گفت : جهان شاه حضرت فرمود: بلکه شهر بانویه هستى .
در این لحظه بود که که حضرت امیر علیه السّلام بشارتى بزرگ به امام حسین علیه السّلام داده و فرمود:
اى ابا عبداللّه از این بانو براى تو پسرى متولد خواهد شد که بهترین اهل زمین باشد. و پس از چندى حضرت زین العابدین على بن الحسین علیه السّلام متولد شد که حضرتش را ابن الخیرتین : فرزند دو بزرگ (بزرگ عرب و بزرگ عجم ) مى گفتند. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: پس منتخب خدا از عرب هاشم است و از عجم ، ایران
الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُوْلَئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ( نور ،26)
زنان ناپاک برای مردان ناپاک و مردان ناپاک برای....
پسری از مادرش پرسید:
چگونه می توانم برای خودم زنی لایق پیدا کنم؟
مادر پاسخ داد:نگران پیدا کردن زن لایق نباش ،روی مردی لایق شدن تمرکز کن.
>>از آنجا که انسان ها با افرادی از جنس خودشان رابطه صمیمی برقرار می کنند بنابراین برای رسیدن به همسر آینده باید مثل آن زندگی کنید.
کسانی که انتظار پروانه را میکشند باید بوی گل بدهند.
دوستان انسان ها نسخه دوم خود آنها هستند.
بخاطر همین میگویند که انسان ها را از دوستانشان بشناسید.
خوبی ها را زندگی کنید تا خداوند همسر خوبی سر راهتان قرار دهد.
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در دیداری که با حضرت آیة الله سید محمدهادی میلانی داشت؛ تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است که:
«در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانهای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: «رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذتبخش به خاطر خدا صرف نظر کن.» سپس به خداوند عرضه داشتم:
خدایا! من این گناه را برای تو ترک میکنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن.»